صیغه محـــرمیت

یكی از دوستان می گفت: یك روز كه مقام معظم رهبری به كوه های اطراف تهران رفته بودند با دختر و پسری دانشجو، برخورد می كنند كه به لحاظ ظاهری وضع مناسبی نداشتند و تصور می كردند كه آقا دستور دستگیری آنها را خواهد داد، ولی برخلاف تصور آن دو، مقام معظم رهبری با آن ها احوال پرسی كردند و از شغل و فامیل بودن آن ها سؤال كردند، پسر وقتی با خلق زیبای آقا مواجه شد، واقعیت را گفت كه ما دوست هستیم!،

آقا ابتدا درباره ورزش و مزایای آن با آن دو صحبت كردند و بعد هم فرمودند: بد نیست صیغه محرمیتی در میان شما برقرار شود و شما با هم ازدواج كنید و به آن ها پیشنهاد دادند كه اگر مایل بودید در فلان تاریخ بیائید، من آمادگی دارم كه شخصأ عقد شما را بخوانم. آن دو خداحافظی كردند و طبق قرار همراه خانواده خود، محضر آقا رسیدند.

 آقا عقد آن ها را جاری كردند و با برخورد كریمانه مقام عظیم الشأن ولایت، این دو جوان تغییر مسیر دادند و آن دختر غیر محجبه، به یك دختر محجبه و معنوی و آن پسر دانشجو به یك جوان مذهبی مبدل شدند.

آقای محمد امین نژاد(از كارمندان صدا و سیما-تهران) برگرفته از کتاب آب، آیینه آفتاب


زمان: 2018-06-02 04:30:04